| خط خطی |
حرفهاي من
|
درباره وبلاگ
![]()
تا اینکه ستاره ای برای تو سقوط کند فاصله .... هست می دانم وجدان بزرگ شده ام من کودک خطا کرده نیستم فقط می خواهم برعکس به آسمان خیره شوم ... شاید خدا از آن بالا من را عکس ببیند...
پیوندها
انجمن ادبی توتم
سکسکه های یک مست (شهرام میرزایی) کوپه شماره 4 ( حسین طاهری) آدم گچی (محدثه جاویدان) تازه های ادبی جمهوری شعر(اسماعیل مهرانفر) شعرآباد(مهدی بهتویی) رادیکال(نگارحسینی) مکتب عریان(مثیم سلیمی) رحیم سلیمانی انجمن شاعران ایران یادداشت های یک خبرنگار(کامران نجف زاده) راز (عرفان دادخواه) ایرج جنتی عطایی اردلان سرفراز خانه تشکل های غیردولتی قزوین فروغ فرخزاد کوچه های شهر شلاقهای ادبی واپسین کلام نیمه غایب (مهدیه قافله باشی) برای دختر رویاهایم هستی(مریم اکبری) روزنامه نگاری آماتور(حمیدمافی) بوتیمار احسان مهدیان مثل کسی که کیست(مونا زنده دل) خشت خشت دل واژگان خیس سید مهدی موسوی نشریه الکترونیکی ادبی عروض سعید عاشقی محاق(حسین طاهری) روجلد(امیرلشگری) دلتنگی های پیکسلی(کاوه بغدادچی) پرگاس لبخند مانا وبلاگ غیر رسمی خانه مطبوعات استان قزوین نسترن عجمی گروس عبدالملکیان حافظ موسوی مجله شعر وازنا آرامکده (پریسا رهنما) صادق کرده(عکس) رند(محمدحسين لواساني) :: قالب وبلاگ :: طراح قالب
|
برو به كار خود اي واعظ اين چه فرياد است مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست ميان او كه خدا آفريده است از هيچ دقيقه ايست كه هيچ آفريده نگشادست به كام تا نرساند مرا لبش چون ناي نصيحت همه عالم به گوش من بادست گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی اساس هستی من زان خراب آبادست دلا منال ز بیداد و جور یار که یار تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
زندگي خوابگاهي و شلوغي كه كلاف پيچت كرده تا آن جا كه با تمام دوستيهايي كه يافتهاي ترجيح ميدهي خوابگاه ديگري را پيدا كني شايد سكوتي را در گوشه كنجي بيابي هر چند در ته قلبت ميداني كه نيست. اين روزها به نيستهاي زيادي عادت كردهام و سعي ميكنم دوستش داشته باشم.اتفاقي كه در روزهاي نه چندان قديمي در يكي از پانسيونهاي آزاد پايتخت افتاد را حالا خط خطي ميكنم: مسوول خوابگاه سراسيمه به طبقه بالا ميرود و شكايت ميكند از اين كه بايد راهشان ندهم اما... و تو همچنان سعي ميكني بي خبر بماني. اينطور بهتر است. بايد بي خبر بود تا آرامشت به هم نريزد اما خبر آنقدر بلند فرياد ميزند كه صدايش به گوش تو هم ميرسد. ميخواسته خودش و بكشه؟!!!!!! حالا كجاست؟ حالش چه طوره؟ چند تا قرص خورده؟ ميشناسيش؟ واسه كدوم واحده ؟ و تو فكر ميكني كه چه اهميتي داره ؟ اصلا اهميتي داره؟ گفت: "همون دختره بود كه يه بار اومد اتاق دوازده نفره " و من يادم ميآيد كه ميشناسمش اون شب كه اومد توي اتاقمون اول از همه گفت: "اونقدر شلوغم و وسايلم بي نظمه كه هيچ اتاقي نميتونم بمونم اصلا بچهها از دستم كلافه ميشند اميدوارم شما زياد به من گير نديد چون ميدونم خيلي شلوغم ولي خوب من اينطوري دوست دارم ." و همين طور كه داشت حرف ميزد تموم وسايلش و پرت ميكرد رو تختش،يادمه اون شب هيچ اشتياقي براي شنيدن حرفاش نداشتم. دليلش را نمي دانم اما به صورتش خيره ميشود احساس ميكنم كه سن كمتري نسبت به ظاهرش دارد اما سني كه او ميگويد برايم تعجب آور است. حالا حرفها نشان ميدهد كه دختر كم سن و سال خوابگاه يك مشت قرص خواب آور خورده تا خودش را بكشد. اين اتفاق هر چند براي من كه او را ميشناسم ناراحت كننده است اما اين خبر در اين شهر نه تازگي دارد و نه تكرار نشدني است. اگر به آمار خودكشي دانشجويان طي سالهاي اخير در كشور نگاهي بياندازيم متوجه ميشويم كه بايد غير از نگرانيهاي روزمره مانند گراني،نگران مرگ دانشجويان هم بود. مرگي اختياري كه خود انتخاب ميكنند. طي ماههاي گذشته خبر خودكشي يك دانشجوي دختر دانشگاه لاهيجان خبر خودكشي يك دانشجوي دكتري دانشگاه شهيد بهشتي خبر خودكشي يك دانشجو مركز تربيت معلم همدان شايد كمي ما را از زندگي آرام و لذت بخش هميشگي! جدا كرد و دوباره با سرعتي مثال زدني فراموش شود... اصلا به گوش چند نفر خبر مرگ انتخابي اين دانشجويان رسيد؟ شايد اولين چيزي كه به ذهن من و تمام كساني كه اين خبر به پرده گوششان خورد مطرح شدن اين سوال بود كه دلايل اين خودكشيها چه بود؟ اما چند نفر در مورد اين مرگها پاسخ دادند؟ من بايد خوشحال باشم كه او زنده ماند، و مسوول خوابگاه او را از پانسيون بيرون نكرد... من بايد خوشحال باشم كه ديگراني را نميشناسم كه در يك لحظه مرگ را براي ادامه انتخاب كنند . من بايد خواشحال باشم كه اين گونه فكر كنم كه همه مسوولين خوابگاهها در صورت زنده بودن داوطلبان مرگ باز هم آنها را پذيرا خواهند بود!! من بايد خوشحال باشم كه ... اما خوشحال نيستم///
و ما فراموش مي كنيم مثل خيلي از چيزها كه آمد و رفت و فراموش كرديم... مثل موج گراني كه آمد و فراموش كرديم و دوباره با ناياب شدن چاي، نمك، برنج، پودر لباس شويي و... به يادش آورديم و دوباره فراموشش كرديم. مثل نبود خانه و گراني هايي كه آمد و فراموش كرديم مثل خاموشيهايي كه به خشكسالي ربطش مي دهند هر وقت برق نيست به يادش ميآوريم و بعد دوباره فراموش ميكنيم. مثل خبرهاي اخلاقي و غير اخلاقي كه رگ غيرتمان را بالا مي آورد ولي بعد فراموش مي كنيم تا انتهاي حادثه اي كه سالهاي قبل اتفاق افتاد و فراموش شد و رسيد به اتفاقي كه در دانشگاه زنجان تكرار شد و بناست باز هم در آينده فراموشش كنيم.! جايي كه وزير علوم اعلام مي كند كه جرمي ثابت نشده است و در مورد فيلم هتك حرمت معاون دانشجويي دانشگاه زنجان به يك دختر دانشجو، فيلمبرداري كردن از اين اتفاق را غير اخلاقي مي داند، غير از اين است كه اين اتفاق از نظر مسوولين فراموش شده است؟؟؟ ما هم فراموش مي كنيم. حتي شكل مدل هاي مو را، مانتوهاي مورد دار را، پلمپ شدن آرايشگاههاي متخلف را!!! كه به اشاعه فرهنگ غرب و غير اخلاقي ميپردازند را،! حتي... فراموش مي كنيم/ اين سوال را فراموش مي كنيم،كه چگونه است دولت شعار برخورد با مسائل غير اخلاقي را مي دهد/ طرح افزايش امنيت اجتماعي را اجرا مي كند/ اما يك دانشجو در دانشگاه امنيتي ندارد؟ و در صورت وقوع يك جرم در اولين اظهار نظر رسمي كه در روزنامهها نيز چاپ شد،اعلام مي شود : " تنها چيزي كه در فيلم نشان داده شده تنها يك دختري بود كه به دفتر مراجعه كرده و در آنجا روسري به سر نداشت اما اين كه متاسفانه عده اي با اهداف سياسي از اين تصاوير سوءاستفاده كنند كاري غير صحيح است."* باز هم فراموش مي كنيم//...
*سخنان وزير علوم در جمع خبرنگاران/ من ميان اين خطوط موازي دهانم را باز و بسته مي كنم اينجا هر چه هست
یک توضیح...
مي خواستم اين پست رو با موضوع گراني در زندگي خوابگاهي بروز كنم اما حادثه غير مترقبه آتش سوزي در دو كارخانه "شازند" اراك نگذاشت كه بي تفاوت از اين موضوع بگذرم.
و اما گزارش سرويس حوادث ايسنا درباره اين حادثه
ادامه مطلب از هيچ مرا بگير و تفسيرم كن من مرتكبم بيا و تقصيرم كن با هر قدمي كه از خودم جا ماندم خطي بكش و دوباره تصويرم كن اسفند۸۶
و اما شعري از من و نقدي ازشما:
به فراموشي مايلم با لاكهاي كنده شده از پشت تا ردي كه نه موجي را پيدا مي كند و نه صدايم را گوش ماهي اين كفهاي رسيده به نوك نه پيام آور درياست و نه دلفينها را به خفگي ميكشد تازه از سرش پريده كه برقصد در سكوتي كه صدايم را بلند كرده روي موجي كه حالا از خليج دور است از دريا دور است از تو دورٍ دور ميشود كه لاي شنها بروم تا فراموشيام را ميل كني در زير آفتابي كه صورت خرچنگهاي دور را تيره مي كند...
ارديبهشت ۸۷
اولين مصاحبه اختصاصي من در ايسناي تهران. البته من چند تا مصاحبه انجام دادم اما فعلا يكي رو سايت ايسنا رفته،...هر چند خبرهاي پوششي كه كار كردم زياد بوده اما چون هنوز حوزه اي كه بايد توش كار مي كردم هنوز مشخص نشده بود به همين علت بعد از دو ماه تازه اخبار توليدي كه كار كردم روي سايت ميره. خبرگزاري ايسنا قراره ديگه فقط به بحث حوادث نپردازه، كمتر به خبرهايي مثل قتل با رويكرد خبررساني نگاه كنه بلكه اين سرويس با نگاهي اجتماعي حادثهها رو تحليل خواهد كرد. نترسيد دچار شعار زدگي نشدم، اين نگاهي كه مدير گروه اجتماعي نسبت به اين سرويس داره و چند وقت پيش سعي مي كرد به من منتقلش كنه. كار كردن توي حوزه نيروي انتظامي هر چند حوزه مورد علاقه من نيست و اگه دست خودم بود اين حوزه رو انتخاب نمي كردم ولي خيلي چيزا توي اين زندگي هست كه به دلخواه تو پيش نميره. من مطئنم كه كار كردن در اين سرويس برام پر از تجربه است، به قول يكي از مسوولين توي ايسنا، خبرنگار نبايد براش مهم باشه كه توي چه حوزه اي هست بايد وقتي توي هر حوزه اي كه فعاليت مي كنه بهترين قلم رو داشته باشه... هنوز نمي دونم اين حرف چقدر درسته و چه قدر غلط ولي تصميم گرفتم تجربهش كنم. اين هم يك خبر پر از انگيزه براي زندگي در دنياي حوادث راستي نوشته مسيح علي نزاد با عنوان آواز دلفينها در شماره امروز اعتماد ملي چاپ شده كه خوندنش خالي از لطف نيست. من نظر شخصي خودم رو در اين باره دارم كه قصد ندارم توي وبلاگم حرفي در مورد نوشته مسيح بزنم. اين هم واكنش خبرگزاري فارس . چند خبر اختصاصي هم در اين باره رفته كه تاپ خبراش بوده !!! . بخونيد و خودتون قضاوت كنيد: اختصاصي1 اختصاصي2 اختصاصي 3 *** اظهار نگرانی علما و آیات عظام از عدم کنترل قیمت ها، گرانی و تورم موجود در کشور آیت الله مکارم شیرازی تاکید کرد: توصیه می کنم در شرایط پذیرش کمیته امداد امام خمینی (ره) بازنگری شود تا محرومان واقعی مشمول کمک های امداد شوند. آیت الله موسوی اردبیلی با اشاره به گرانی و تورم موجود در کشور گفت: گرانی واقعی است شعار نیست اگر سابقا عده ای گرانی را می فهمیدند حالا همه آن را احساس می کنند باید برای از بین بردن این مشکل کار اساسی صورت بگیرد.
يه خط رو بگير و برو جلو--------------------------------------------------...
اصلا مهم نيست كه به كجا قرار برسي مهم اينه كه از اين جلو رفتن نهايت لذت رو ببري و تجربه هاي جديدي رو داشته باشي، هدف مهمه ولي اين هدف نبايد تو رو از ادامه و رفتن بازداره. چند لحظه حرف؛ اول اين كه بزودي خط خطي هاي من با رويكرد جديد و خبرهايي از ايسنا بروز خواهد شد. دوم اين كه اين بروز شدن به معناي اين نيست كه قرار باشه ديگه هيچ شعري ننويسم و يا حرف هايم رو از خوابگاه فراموش كنم. سوم اين كه دوستانم مي خوام كه من رو ببخشند چون علي رغم ميل باطني ام، خيلي كم مي تونم براشون پيام بذارم ولي به تمام وبلاگ هاشون سر مي زنم و بي خبر نيستم. هنوز هم به اندازه كافي براي نوشتن شعر صبر نكرده ام. من در ادامه ام...
|
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
تیر 1387
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 امکانات
|
by:sadegh rashedian khat-khatiii.Blogfa.com